تبليغاتX
مسافر کوی دوست

مسافر کوی دوست

"چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است"

شهادت دکتر چمران

 

** به نام حضرت دوست **

 

  

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است.

زیباتر از عشق چیزی ندیده ‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.

عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد و قلب مرا به جوش در می آورد،

استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند و مرا از خودخواهی و خودبینی می ‌راند.

دنیای دیگری حس می ‌کنم و در عالم وجود محو می شوم.

احساس لطیف، قلبی حساس و دیده ‌ای زیبابین پیدا می کنم.

لرزش یک برگ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا و غروب آفتاب

همه احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم مرا به دنیای دیگری می برند.

اینها همه و همه از تجلیات عشق است!

به خاطر عشق است که فداکاری می کنم،

به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می ‌نگرم و ابعاد دیگری را می ‌یابم.

به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم.

به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم و او را می ‌پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم ...

 

 

" گوشه هایی از وصیت نامه شهید دکتر مصطفی چمران "

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 1:49  توسط مسافر کوی دوست  | 

فال

 

** به نام حضرت دوست **

 

  

- خانوم ... یه فال میخری؟

برگشتم. یه پسربچه بود که فال می فروخت.

گفتم: نه ... ممنون. 

بدجوری پکر شد. دلم براش سوخت.   

لبخندی زدم و گفتم: پشیمون شدم ... میخوام یه فال بگیرم. 

بیچاره خیلی ذوق کرد. یه فال ازش خریدم و با خوشحالی رفت.

 

با نگاهم تعقیبش کردم. رفت سراغ چند نفر دیگه و از اونا هم خواست که ازش فال بخرن. ولی هر کس بهانه ای می آورد تا اونو یه جوری از سرش وا کنه. یکی می گفت به فال معتقد نیستم ... یکی دیگه می گفت پول ندارم (مگه قیمت یه فال چقدره آخه؟!) ... بعضیا هم که انگار اصلا نمی دیدنش، بی تفاوت از کنارش رد می شدن!

 

با خودم فکر کردم چرا یه پسربچه با این سن و سال کم باید راه بیفته توی خیابون و به خلق خدا التماس کنه تا یه دونه فال ازش بخرن؟!

 

بدجوری دلم گرفت ... کاش می تونستم تمام فال‌هاشو بخرم ...

  

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 16:51  توسط مسافر کوی دوست  |